راهی برای رفتن نفسی برای بریدن کوله بارم بر دوشمسافر میشوم گاهی...عشقی برای خواندن بغضی برای شکفتن خاطراتم در دستبازیچه میشوم گاهی...نگاهی در راه اعتمادی پرپر پاهایم خستههوایی میشوم گاهی...فکرهای کوتاه صبری طولانی صدایی در بادزمستان میشوم گاهی...روزهای رفته ماه های مانده تقویم ام بی تابدلم تنگ میشود گاهی...جای پایی سرد رد پایی گنگ در این سایه ی تنهاییچه بی رنگ میشوم گاهی...