|
حرف های دلنشین من و تو | ||
|
يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر ميارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد . [ چهارشنبه 09 اسفند 1391 ] [ 18:07 ] [ doeshgh ]
چرا هیچ وقت نفهمیدم تو از من داری میرنجی
[ چهارشنبه 09 اسفند 1391 ] [ 17:58 ] [ doeshgh ]
عشق یعنی آن نخستین حرف ها عشق یعنی در میان برف ها عشق یعنی یاد آن روز نخست عشق یعنی هرچه در آن یاد توست عشق یعنی............... تو [ سهشنبه 08 اسفند 1391 ] [ 20:09 ] [ doeshgh ]
از پنجره جاده را می پیمایم ، به امید آنکه تو بیایی ، با خود در اندیشه ی سلامی هستم که میخواهم تقدیمت کنم ، اما نجوایی از درونم میگوید : به چه می اندیشی ؟ به تمنای کدامین وصال این چنین بی قراری ! مسافر تو اینجاست ، میان سینه ات ، او هرگز این کلبه ی محقر را ترک نکرده [ سهشنبه 08 اسفند 1391 ] [ 20:04 ] [ doeshgh ]
اگر تو نباشی... اگر تو نباشی هزار بار گریه هم مرا سبک نمی کند و ابرهای مهربان هم نمی توانند غباری را که بر دلم خواهد نشست بشویند اگر تو نباشی... چه خواب باشم و چه بیدار حتم دارم روزگار تکه کاغذیست افتاده در گوشه خیابانی دراز خیابانی که پای هیچ عاشقی به ان باز نشده است [ سهشنبه 08 اسفند 1391 ] [ 11:06 ] [ doeshgh ]
خوشا به حال قلبم چون از تو جان گرفته نبض وجودم از تو خط امان گرفته خوشا به حال جانم که مرگ او غم توست برای وصف رویت قلب زبان گرفته . [ سهشنبه 08 اسفند 1391 ] [ 11:04 ] [ doeshgh ]
خواب دیدم که دلم بند تو بود خواب من تعبیر لبخند تو بود تو به سان گل شدی اوج شکوه نبض من ، در ساقه آوند تو بود . [ سهشنبه 08 اسفند 1391 ] [ 10:55 ] [ doeshgh ]
زمـآن هیـج دردی را دوآ نکــرد این مَن بودَم که به مــرور زمـآن عـآدت کردم و بـآ این هـَمه، چه اجبـآر سخـتی اســت،خــَنده و بـآور کنیــد که مـَن خوشحـالــَم! [ دوشنبه 07 اسفند 1391 ] [ 11:17 ] [ doeshgh ]
وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت از لابه لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم ... [ دوشنبه 07 اسفند 1391 ] [ 11:15 ] [ doeshgh ]
[ دوشنبه 07 اسفند 1391 ] [ 10:55 ] [ doeshgh ]
|
||
| [ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] | ||