|
حرف های دلنشین من و تو | ||
|
از پنجره جاده را می پیمایم ، به امید آنکه تو بیایی ، با خود در اندیشه ی سلامی هستم که میخواهم تقدیمت کنم ، اما نجوایی از درونم میگوید : به چه می اندیشی ؟ به تمنای کدامین وصال این چنین بی قراری ! مسافر تو اینجاست ، میان سینه ات ، او هرگز این کلبه ی محقر را ترک نکرده [ سهشنبه 08 اسفند 1391 ] [ 20:04 ] [ doeshgh ]
|
||
| [ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] | ||