حرف های دلنشین من و تو

کسی مسیر خدا را به من نشان بدهد
دل سیاه مرا دست آسمان بدهد

درون پیله سر در گمی اسیرم ، آه
کسی برای پریدن به من توان بدهد

به دشت خیره شدم تا مگر که قاصدکی

نشانه ای به من از یار مهربان بدهد

و کاش رنگ غزلهای نا سروده من

بهار شعر مرا شور ناگهان بدهد

هزار بیت به وصفش قصیده میخوانم

اگر که بغض گلوگیر من امان بدهد

من از حکایت آشفتگی پرم اما

کجاست او که مرا جرات بیان بدهد ؟

همیشه منتظرم تا عزیز خوش خبری

خبر ز آمدن او دوان دوان بدهد

چه سرد مرده ام اینجا ، کجاست دستی که

به بند بند وجودم دوباره جان بدهد ؟


[ جمعه 30 تیر 1391 ] [ 18:46 ] [ doeshgh ]

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران