حرف های دلنشین من و تو

رفته بودم بانک
یه دختره با عجله اومد توی بانک و مشخص بود که خیلی دیرش شده.
منم بهش گفتم که : خانوم ، من عجله ای ندارم ، می خواین شماره مو بهتون بدم؟

برگشته میگه:اینجا زشته، رفتیم بیرون ازت میگیرم!

 

 


[ جمعه 03 آذر 1391 ] [ 12:30 ] [ doeshgh ]

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران