حرف های دلنشین من و تو

میروم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا میبرم از شهر شما

دل شوریده و ویرانه خویش

میبرم تا که در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه عشق

زین همه خواهش بیجا و تباه

میبرم تا ز تو دورش سازم

ز تو ای جلوه امید محال

میبرم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال
[ چهارشنبه 07 فروردین 1392 ] [ 13:13 ] [ doeshgh ]

شبي كه يارم آمد دلم به آسمان پرواز كرد

راز اين شب ها را مهتاب برايم روشن كرد

قلب عاشقش سفره اي از نور بود

سوار بر نگاه دور يك دوست بود

هر لحظه در نگاه او آهي تازه مي كشيد

هر لحظه در دوري او قلبش دوچندان مي تپيد

تا به حالا خود را اسير عشق نديده بود

گويي كه شيرين او در نگاهش يك پديده بود

اينجا در دنيايي ديگر مرام نامه اي در دل داشت!

حكايت از دردي كه هميشه بر سرش مي پنداشت

دلش آرام مي گرفت وقتي در خانه اش قدم مي زد

در هر گزاره شاد مي شد وقتي در كويش پرسه مي زد

[ دوشنبه 05 فروردین 1392 ] [ 13:43 ] [ doeshgh ]

روزهای تلخ من هنوزم دوسش دارم 

[ دوشنبه 05 فروردین 1392 ] [ 13:36 ] [ doeshgh ]

هر کجا که هستی برایت دنیایی به زیبایی

هر آنچه زیبایش می دانی آرزو می کنم....

[ شنبه 03 فروردین 1392 ] [ 13:23 ] [ doeshgh ]

یک رابطه بودن به معنای بوسیدن، قرار گذاشتن یا در دسترس بودن نیست.

به معنای بودن با کسی است

که شما را به گونه ای خوشحال کند که هیچ کس دیگری نتواند!

[ شنبه 03 فروردین 1392 ] [ 12:21 ] [ doeshgh ]

رویـــای با تــــــو بودن
رانمــــــی توان نوشــــــــــت
نمـــــــــی توان گفـــــت و حتــــی
نمــــــــــــی توان ســـــرود
با تــــــو بـــودن
قصه شیــــــرینی است
به وســـــعت تلخی تنهــــ ـایی
و داشـــــــــتن تو فانـــوسی
به روشـــــنایی هر چــــه
که در تاریکــی نداشتند
و…
و من همچون غربــــت زدایی
در اغوش بی کران دریــای بی کسی
به انتــــــــظار ساحـــــــل نگاهــــــــ ـــــت
مــی نشــینم و می مانــم تا ابــ ــد
تــــــا وقتـــــــی کـــــــــــــه
شبنم زلــال احساست
زنــــگار غــــــم را از
وجـودم بشویــد..

 

[ پنج‌شنبه 01 فروردین 1392 ] [ 18:52 ] [ doeshgh ]

 

قـایقت میشـوم

بـادبانـم بـاش

بـگذار هر چه حرف پشت سرمـان میزنند مـردم . . .

بـاد هوا بـاشد

 

[ چهارشنبه 30 اسفند 1391 ] [ 20:02 ] [ doeshgh ]

من عاشق نیستم...
اما گاهی ...
وقتی به تو فکر میکنم...
نفسم بند می آید...
دلم میگیرد ...
بغضی تلخ وجودم را فرا میگیرد...
این عاشقی نیست...هست؟؟؟
به گمانم وقتی خبری از تو نیست این حال من...
دیوانگیست...

دیوووووووووووووووووووونتم

[ چهارشنبه 30 اسفند 1391 ] [ 19:46 ] [ doeshgh ]

سال تحویل شد و من

تمام دلتنگیهایم را

به جای تو

در آغوش می کشم

چقدر جایت میان بازوانم خالیست!!!

[ چهارشنبه 30 اسفند 1391 ] [ 19:42 ] [ doeshgh ]

باز کن پنجره را


که بهاران آمد


که شکفته گل سرخ

به گلستان آمد

سال نو مبارک

[ سه‌شنبه 29 اسفند 1391 ] [ 15:37 ] [ doeshgh ]
صفحه قبل1...2425262728...116صفحه بعد
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران