|
حرف های دلنشین من و تو | ||
|
وحشت ازعشق که نه،ترسم ازفاصله هاست. [ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 19:22 ] [ doeshgh ]
بعضی وقتا آدما الماسی توی دست دارن [ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 19:13 ] [ doeshgh ]
ماهی شده بود باورش اگه تور بندازن سرش میشه عروس ماهی ها شاه ماهی میشه همسرش ماهی باورش نبود اگه تور بندازن سرش نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه آخرش!!!!!!
[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 19:09 ] [ doeshgh ]
موش آزمايشگاهي رو به استخر آبي انداختند و زمان گرفتند تا ببينند چند ساعت دوام ميارد.حداكثر زماني رو كه تونست دوام بيارد 17 دقيقه بود.سري دوم موشی رو با توجه به اينكه حداكثر 17 دقيقه مي تونه زنده بمونه به همون استخر انداختند.اما اين بار قبل از 17 دقيقه نجاتش دادن .بعد از اينكه زماني رو نفس تازه كرد دوباره اون رو به استخر انداختند.حدس بزنيد چقدر دوام آوردند؟26 ساعت/// پس از بررسي به اين نتيجه رسيدند كه علت زنده بودن موش اين بوده كه اون اميدوار بود تا دستي باز هم اون رو نجات بده و تونسته اين همه دوام بيارد.
[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 19:06 ] [ doeshgh ]
آدمها آنقدر زود عوض می شوند … آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است … زیاد خوب نباش … زیاد دم دست هم نباش …حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند …هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند تا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند… آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند … زیاد که باشی ، زیادی می شوی …
[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 13:36 ] [ doeshgh ]
چه تفاوتی میکنــد آنســوی دنیــا باشیم ؛ [ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 13:14 ] [ doeshgh ]
زندگی دفتری از خاطرهاست یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر همسفر سختی هاست چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد ما همه همسفریم [ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 12:33 ] [ doeshgh ]
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن [ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 11:22 ] [ doeshgh ]
[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 10:32 ] [ doeshgh ]
برای تو می نویسم... برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است نمیدانی با دلم چه کردی ، تو مرا عاشق خودت کردی نمیدانی در دلم چه غوغایی است ، دلم لحظه به لحظه با تو است اگر تو نبودی ، بیخیال این زندگی میشدم ، با عشق بیگانه میشدم ، با تنهایی هم آشیانه میشدم ، هر شب با اشکهایم همنشین اگر تو نبودی دلم به چه کسی خوش بود ، حالا تو هستی و تنها دلم به بودنت خوش است [ جمعه 23 تیر 1391 ] [ 18:21 ] [ doeshgh ]
|
||
| [ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] | ||