حرف های دلنشین من و تو

وحشت ازعشق که نه،ترسم ازفاصله هاست.
وحشت ازغصه که نه،ترسم ازخاتمه هاست.
ترس بیهوده ندارم صحبت ازخاطره هاست.
صحبت ازکشتن ناخواسته عاطفه هاست.
کوله باری است پرازهیچ که برشانه ماست.
گله ازدست کسی نیست مقصر دل دیوانه ماست

[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 19:22 ] [ doeshgh ]

بعضی وقتا آدما الماسی توی دست دارن
بعد چشمشون به یه گردو می افته
دولا میشن تا گردو رو بردارن
الماسه می افته تو شیب زمین
قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره
میدونی چی میمونه؟
یه آدمو، یه دهن باز، یه گردوی پوک و یه دنیا حسرت!

[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 19:13 ] [ doeshgh ]

ماهی شده بود باورش

اگه تور بندازن سرش میشه عروس ماهی ها

شاه ماهی میشه همسرش

ماهی باورش نبود اگه تور بندازن سرش

نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه آخرش!!!!!!

[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 19:09 ] [ doeshgh ]

موش آزمايشگاهي رو به استخر آبي انداختند و زمان گرفتند تا ببينند چند  ساعت دوام ميارد.حداكثر زماني رو كه تونست دوام بيارد 17 دقيقه بود.سري دوم موشی رو با توجه به اينكه حداكثر 17 دقيقه مي تونه زنده بمونه به همون استخر انداختند.اما اين بار قبل از 17 دقيقه نجاتش دادن .بعد از اينكه زماني رو نفس تازه كرد دوباره اون رو به استخر انداختند.حدس بزنيد چقدر دوام آوردند؟26  ساعت/// پس از بررسي به اين نتيجه رسيدند كه علت زنده بودن موش  اين بوده كه اون اميدوار بود تا دستي باز هم اون رو نجات بده و تونسته اين همه دوام بيارد.

[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 19:06 ] [ doeshgh ]

آدمها آنقدر زود عوض می شوند …

آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی

و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است …

زیاد خوب نباش …

زیاد دم دست هم نباش …حکایت ما آدم ها …

حکایت کفشاییه که …

اگه جفت نباشند …هر کدومشون …

هر چقدر شیک باشند …

هر چقدر هم نو باشند

تا همیشه …

لنگه به لنگه اند …

کاش …

خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …

جفت هر کس رو باهاش می آفرید …

تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …

به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…

زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی …

آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند …

زیاد که باشی ، زیادی می شوی …


 

[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 13:36 ] [ doeshgh ]

چه تفاوتی میکنــد آنســوی دنیــا باشیم ؛

یا فقط چند کوچــه آن طرف تــر ؟!

پــای عشق که در میان باشد ،

دلتنگــی دمــــار ِ آدم را در مــی آورد ... !!!

[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 13:14 ] [ doeshgh ]

زندگی دفتری از خاطرهاست

یک نفر در دل شب

یک نفر در دل خاک

یک نفر همدم خوشبختی هاست

یک نفر همسفر سختی هاست

چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد

ما همه همسفریم 

[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 12:33 ] [ doeshgh ]

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو

 به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو

من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو

 من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن

[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 11:22 ] [ doeshgh ]

 طرف میره خونه ی دوستش مهمونی؛شب که همه خوابیدن،
زن دوستش میاد سراغش میگه:
پا شو... بیا بریم عشق و حال !
مهمون میگه : نــــه بابا! شوهرت بیدار میشه ؛میفهمه!
زنه میره بالای سر شوهرش یه بشکن میزنه،میگه:دیدی بیدار نشد؛بیا بریم!
مهمون میگه : نه به جان خودم بیدار میشه!
زنه میره یکی میزنه زیر گوش شوهره و میگه:دیدی بیدار نشد؛بجنب دیگه!
مهمون با ترس میگه: نه...اگه بیدار بشه ؟
زنه میره تو آشپزخونه یه ماهیتابه میاره میزنه تو سرِ شوهره و میگه:
بیــــــــــا ... بیدار نشد! بدو بریم!
مهمون باز میگه: اصلا نه! یه وقت بیدار میشه!
زنه راه میفته میره تو حیاط!
شوهره بلند میشه به مهمون میگه:
جون ننه ت پاشو باهاش برو! رفت بیل رو بیاره ..
.!

[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 10:32 ] [ doeshgh ]

 

برای تو می نویسم...

برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست

برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست

برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی

برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی

برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است

نمیدانی با دلم چه کردی ، تو مرا عاشق خودت کردی

نمیدانی در دلم چه غوغایی است ، دلم لحظه به لحظه با تو است

اگر تو نبودی ، بیخیال این زندگی میشدم ، با عشق بیگانه میشدم ، با تنهایی هم آشیانه  میشدم ،  هر شب با اشکهایم همنشین

اگر تو نبودی دلم به چه کسی خوش بود ، حالا تو هستی و تنها دلم به بودنت خوش است

[ جمعه 23 تیر 1391 ] [ 18:21 ] [ doeshgh ]
صفحه قبل1...100101102103104...116صفحه بعد
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران