حرف های دلنشین من و تو

 

ســـرم را شاید بتوانند گـــرم کنند دیگران

اما وقتی تـــو نیستی

هیچ کس نیست دلـــم را گرم کند

 

 

[ شنبه 12 اسفند 1391 ] [ 13:46 ] [ doeshgh ]

در این زمانه هر مجنونی صدها لیلا دارد ، هر شیرینی در قلبش هزار فرهاد دارد
من همان مجنونم که تنها لیلای من تویی، تنها عشق و سرپناه من تویی

[ شنبه 12 اسفند 1391 ] [ 12:07 ] [ doeshgh ]

 دست خودم نیست
اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

 

 


 

[ جمعه 11 اسفند 1391 ] [ 16:40 ] [ doeshgh ]

تكیه بر دیوار كردم خاك بر پشتم نشست
دوستی با هر كه كردم عاقبت قلبم شكست
 آن قدر رنجی كه دنیا بر دل ما می كند
بر دل هر كس كند او ترك دنیا می كند
بارها گفتم كه فردا ترك دنیا میكنم
 تا یاد تو افتم امروز و فردا میكنم
[ جمعه 11 اسفند 1391 ] [ 16:36 ] [ doeshgh ]

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
شاید امشب سوزش این زخم هارا کم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

[ جمعه 11 اسفند 1391 ] [ 16:32 ] [ doeshgh ]

 يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد

پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست...

قبول ندارم

گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست...

تاب و توانش بيش از اينهاست.

دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد .

[ چهارشنبه 09 اسفند 1391 ] [ 18:07 ] [ doeshgh ]

چرا هیچ وقت نفهمیدم  تو از من داری میرنجی

[ چهارشنبه 09 اسفند 1391 ] [ 17:58 ] [ doeshgh ]

عشق یعنی آن نخستین حرف ها

عشق یعنی در میان برف ها

عشق یعنی یاد آن روز نخست

عشق یعنی هرچه در آن یاد توست

عشق یعنی............... تو

[ سه‌شنبه 08 اسفند 1391 ] [ 20:09 ] [ doeshgh ]

از پنجره جاده را می پیمایم ، به امید آنکه تو بیایی ، با خود در اندیشه ی سلامی هستم که میخواهم تقدیمت کنم ، اما نجوایی از درونم میگوید : به چه می اندیشی ؟ به تمنای کدامین وصال این چنین بی قراری ! مسافر تو اینجاست ، میان سینه ات ، او هرگز این کلبه ی محقر را ترک نکرده

[ سه‌شنبه 08 اسفند 1391 ] [ 20:04 ] [ doeshgh ]

اگر تو نباشی...

اگر تو نباشی هزار بار گریه هم مرا سبک نمی کند

و ابرهای مهربان هم نمی توانند

غباری را که بر دلم خواهد نشست بشویند

اگر تو نباشی...

چه خواب باشم و چه بیدار

حتم دارم روزگار تکه کاغذیست افتاده در گوشه خیابانی دراز

خیابانی که پای هیچ عاشقی به ان باز نشده است

[ سه‌شنبه 08 اسفند 1391 ] [ 11:06 ] [ doeshgh ]
صفحه قبل1...3031323334...116صفحه بعد
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران