حرف های دلنشین من و تو

پلک هایت را آرام روی هم بگذار

من در درون چشم هایت منتظرت نشسته ام 

بگذار سیاهی چشمانت

 تمام وجودم را در بر گیرد

از روشنایی بیزارم

از دیدن

 وقتی تو نباشی از دیدن همه دنیا بیزارم

بگذار به فاصله ی یک پلک به هم زدن تو را ملاقات کنم

هرچند کم و کوتاه

اما همان یک لحظه

تمام دنیا را میبینم

 

[ جمعه 06 بهمن 1391 ] [ 16:16 ] [ doeshgh ]

وسعت درد فقط سهم من است ، باز هم قسمت غم ها شده ام ،

دگر آیینه ز من با خبر است ، که اسیر شب تنها شده ام ،

 

من که بی تاب شقایق بودم ، همدم سردی یخ ها شده ام ،

 

کاش چشمان مرا خاک کنید ، تا نبینم که چه تنها شده ام

[ جمعه 06 بهمن 1391 ] [ 16:11 ] [ doeshgh ]

نبوده....نيست...نخواهد بود

  عزيز تر از تو كسي براي من....

 

[ جمعه 06 بهمن 1391 ] [ 16:00 ] [ doeshgh ]

تنهایی

یعنی اگه هزار بار از اول تا آخر لیست شماره های موبایلت رو نگاه کنی،

نتونی یک نفر رو پیدا کنی که بهش مسیج بدی

 

[ جمعه 06 بهمن 1391 ] [ 15:34 ] [ doeshgh ]

شــده بعضی وقتــــا
يهــــو ديگہ دوستــش نداشتـــہ باشی؟
به خودت بگی
اصــلأ واسہ چی دوستــش دارم؟
مگہ كيہ؟ مگہ واسمـ چيكاركرده؟ ...
مگہ چی داره كہ از همہ بهتر باشہ؟

مگه اگه نباشه چه به حال و روزه من میاد
بعــد بــه خــودت می خنــــدی !
كه اصلأ واســہ چی اينقدر خودتو اذيت میکنی؟!
يهو يہ چيــزی يادت ميــاد.... يہ چيز خيلــــے كوچيــك..
يہ خاطره.....
يہ حرف....
يه لبخنــد...
يــــہ نگاه...
و بعــــد .. همين... هميــــن كافيــــہ
تــا بــه خودت بيــای و مطمئــن بشےكه نمےتونے فراموشــش كنے!!

 

[ پنج‌شنبه 05 بهمن 1391 ] [ 20:59 ] [ doeshgh ]

دل نزد تو است اگرچه دوری ز برم

 جویای توام اگر نپرسی خبرم

خالی نشود خیالت از چشم ترم

در قلب منی اگرچه جای دگرم

[ پنج‌شنبه 05 بهمن 1391 ] [ 20:33 ] [ doeshgh ]

این روزها؛

عاشق میشوی

میگویند عجب دیوانـــه ایست

دیوانـــــه که میشوی , میگویند

حتما عاشق شده ...

[ چهارشنبه 04 بهمن 1391 ] [ 19:55 ] [ doeshgh ]

رفتار عاشقانه ی زن را بایــد از دلتنگـیش فهمید

از شـــوق و بی تابیـش برای دیدار

از حس کودکانه اش برای آغــــــــوش

از خجالتش برای بوسـه گرفتن

زن بـی دلیل بهانه نمیگیرد

شاید بهانه ی دستانِ گرمـت را دارد

که دستانش را بگیری …..!

[ چهارشنبه 04 بهمن 1391 ] [ 19:37 ] [ doeshgh ]

آدم هـا می آینـد...زنـدگی می کننـد...

می میـرنـد و می رونـد...امـا فـاجعـه ی زنـدگی تــو...

آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد...

مـی مـــانــد


و نبـودنـش در بـودن تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود

کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای...

[ چهارشنبه 04 بهمن 1391 ] [ 16:13 ] [ doeshgh ]

دلم که میگیرد تنها به آغوش گرم تو پناه میبرم


چه کنم دلم جز تو کسی را نمیخواهد


تمام تنهایی من سهم تو شده


تو بری من میمانم و دل تنهاتر از خودم


هرگز نرو

[ چهارشنبه 04 بهمن 1391 ] [ 16:10 ] [ doeshgh ]
صفحه قبل1...4142434445...116صفحه بعد
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران