حرف های دلنشین من و تو

 

هشت نوع شخصیت که باید از آنها دوری کرد

 خودشیفته ها

 

 

 

 

منفی گراها

افرادی که همیشه در مورد دیگران قضاوت می کنند

خود رای ها

همیشه ناامیدها

آنهایی که نمی توانند صممیمی شوند

حرمت شکن ها

 

آنهایی که همیشه متوقع هستند

[ پنج‌شنبه 15 تیر 1391 ] [ 11:21 ] [ doeshgh ]

 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی.(عمر آدمی)

 2) لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم فراغ .(عاشقی)

3) آغاز کسی باش که پایان تو باشد.(زندگی)

[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 18:14 ] [ doeshgh ]

نمی گویم زندگی کارساده ایی است. نمی گویم همیشه خوشاینداست . اماباتمام مشکلاتی که برایمان پیش می آید.زندگی .... ازماانسانی بهترونیرومندترمیسازد. به یادداشته باش:

 درزمان آزردگی .رنج را ازخود دورکن .

درزمان خشم .خود را رهاساز.

در ناکامی .برخودچیره شو.

تامی توانی یارخودباش .

می توانی بهترین دوست خودباشی .

اما به هنگام آشفتگی مرا خبرکن .

می کوشم بدانم چه وقت باید درکنارت باشم .

اماگاهی ممکن نیست .پس توخبرم کن .

عشق تنها هدیه ایی است که می توانم به توبدهم .

[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 18:04 ] [ doeshgh ]

 

آنقدر قوی باش که بتوانی با روزگار روبرو شوی. آنقدر ضعیف باش تا بتوانی قبول کنی که نمی توانی همه ی کارها را به تنهایی انجام دهی . و در مقابل کسانی که به کمک تو احتیاج دارند بخشنده باش . در مورد نیاز های شخص ات صرفه جو و قانع باش . آنقدر عاقل باش تا قبول کنی در مورد همه چیز آگاهی نداری . آنقدر ساده باش که به معجزه اعتقاد داشته باشی . شادی هایت را با دیگران تقسیم کن . در غم و اندوه دیگران شریک شو . راهنمای افرادی باش که خود را گم کرده اند .

[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 17:55 ] [ doeshgh ]

 

خداوندا تو ميداني که من دلواپس فرداي خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزو ها را

مبادا گم کنم اهداف زيبا را

دلم بين اميد و نا اميدي مي زند پرسه،مي کند فرياد،

مي شود خسته

مرا تنها تو نگذار،خداوندا......


[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 12:21 ] [ doeshgh ]

 

مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.

یک روز می خواست دنبال کاری برود ، به شاگردش گفت:

این کوزه پر از زهر است! مواظب باش آن را دست نزنی!

شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد و استادش رفت.

شاگرد هم  پیراهن یک مشتری را بر داشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه  گرفت و بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید !!!

خیاط ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید : چرا خوابیده ای؟!شاگرد ناله کنان پاسخ داد : تو که رفتی من سرگرم کار بودم، دزدی آمد و یکی از پیراهن ها را دزدید و رفت. وقتی من متوجه شدم،از ترس تو، زهر توی کوزه را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم!!!زرنگ بودهااااا


[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 12:07 ] [ doeshgh ]

 

ایمان دارم که قشنگترین عشق، نگاه مهربان خداوند به بندگانش است


پس من تو را به همان نگاه می سپارم و می دانم ...


تا وقتی که پشتت به خدا گرم است تمام هراس های دنیا خنده دار است


[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 11:49 ] [ doeshgh ]

 

دست های کوچکش

به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد

التماس می کند : آقا... آقا "دعا " می خری؟


و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند

و برای فرج آقا "دعا " می کند....
 

[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 11:09 ] [ doeshgh ]

در لحظه شادی ، پروردگار را ستایش کن. حمد و سپاس مخصوص اوست و هیچ کس و هیچ چیز در مرتبه او شایسته ثنا نیست.

در لحظه سختی ، فقط از خداوند کمک بخواه. او بهترین فریادرس است و همیشه با تو و در کنار توست.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 13 تیر 1391 ] [ 18:55 ] [ doeshgh ]

  لحظات شادی خدا رو ستایش کن .

لحظات سختی خدا رو جستجو کن.

لحظات آرامش خدا رو مناجات کن .

لحظات دردآور به خدا اعتماد کن. 

و در تمام لحظات خدا رو شکر کن.

[ سه‌شنبه 13 تیر 1391 ] [ 17:58 ] [ doeshgh ]
صفحه قبل1...106107108109110...116صفحه بعد
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران