|
حرف های دلنشین من و تو | ||
|
خدا جونم میخوام واسه تو بنویسم میخوام بگم مرسی که دستامو محکم تر گرفتی مرسی که دعاهام رو شنیدی و تک تک قطره های اشکم رو دیدی انقد مهربونی که هربار ازت غافل میشم بهم تلنگر میزنی تا به خودم بیام و امروز بهم ثابت کردی که دوسم داری تا وقتی که زنده ایم مدیون تو و مهربونیاتیم خدای خوبم دوست دارم من و عشقم رو هیچ وقت تنها نزا [ جمعه 30 تیر 1391 ] [ 18:53 ] [ doeshgh ]
کسی مسیر خدا را به من نشان بدهد درون پیله سر در گمی اسیرم ، آه به دشت خیره شدم تا مگر که قاصدکی نشانه ای به من از یار مهربان بدهد و کاش رنگ غزلهای نا سروده من بهار شعر مرا شور ناگهان بدهد هزار بیت به وصفش قصیده میخوانم اگر که بغض گلوگیر من امان بدهد من از حکایت آشفتگی پرم اما کجاست او که مرا جرات بیان بدهد ؟ همیشه منتظرم تا عزیز خوش خبری خبر ز آمدن او دوان دوان بدهد چه سرد مرده ام اینجا ، کجاست دستی که به بند بند وجودم دوباره جان بدهد ؟
[ جمعه 30 تیر 1391 ] [ 18:46 ] [ doeshgh ]
خدایا [ پنجشنبه 29 تیر 1391 ] [ 21:59 ] [ doeshgh ]
وقتی پروانه در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد [ پنجشنبه 29 تیر 1391 ] [ 16:57 ] [ doeshgh ]
تا وقتی که مریض نشی کسی برات گل نمیاره [ پنجشنبه 29 تیر 1391 ] [ 16:45 ] [ doeshgh ]
با دستات یه پروانه میگیری ، میخوای ببینی زنده است یا نه انگشتاتوباز میکنی فرار میکنه ، محکم میگیریش می میره ،دوست داشتن یه هم چنین چیزیه [ پنجشنبه 29 تیر 1391 ] [ 16:39 ] [ doeshgh ]
باهات میام نفس نفس تو آسمان توی قفس از اول تا آخرش دوستت دارم همین و بس [ پنجشنبه 29 تیر 1391 ] [ 16:36 ] [ doeshgh ]
مقصد مهم نیست مسیر هم مهم نیست خود سفر هم مهم نیست اما همــسفر خیلی مهم است و من دوست دارم همسفرم تو باشی [ پنجشنبه 29 تیر 1391 ] [ 16:32 ] [ doeshgh ]
شاید آن لحظه ای که نگاه من به چشمان تو بیراه شد لحظه ای بود که دلم با دل تو رو به راه شد!
[ پنجشنبه 29 تیر 1391 ] [ 11:05 ] [ doeshgh ]
آخ که چه صفایی داشت روزگار مجردی [ پنجشنبه 29 تیر 1391 ] [ 10:50 ] [ doeshgh ]
|
||
| [ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] | ||